تبليغاتX
گاه نوشتهایی از بلاد کفر

گاه نوشتهایی از بلاد کفر

سابقا نابخشوده

فقط ایرانی

این سه تا فقط ایرانیش خوبه:

عیــــد -  غذا -  WC


"" سال نو مبارک ""

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 12:46  توسط بیژو  | 

همینطوری

عبید زاکانی را گفتند اسلام چه دینی است؟ فرمود: اسلام دینی است آزادمدار که چون در آن وارد شوی سر آلتت را ببرند و چو از آن خارج شوی سر خودت را.


پ. ن. راستی کدوم یکی از سردمداران جناح مثلا اصلاح طلب بخصوص سید خندان نسبت به وحشی گری های رخ داده در دانشگاه امیر کبیر عکس العمل نشان دادند. حالا هی برید از ترس شغال به سگ زرد رای بدید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 9:44  توسط بیژو  | 

رفراندوم

این خیلی معنی داشت :

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 23:37  توسط بیژو  | 

سرزمین باستانی"گا"

گا که امروز به یک کلانشهر تیدیل شده نام دهکده ای بوده است واقع در دامنه جنوبی البرز.  

 جغرافیای پهناور  گا  از غرب به سلسله جبال البرز،از شرق به کویر لوت ، از جنوب به حواشی خلیج فارس و از شمال به دریای خزر میرسد. 

  روزانه عده ي زيادي از اين منطقه ي باستاني ديدن مي کنند

 چرا که گا جاذبه های توریستی ، اقتصادی ، اجتماعی و جنسی فراوان دارد،  که هر روز ميليون ها توريست را  به اين منطقه مي کشاند

 برخي از مورخان عقيده دارند که اولين قوم از اقوام آريايي در اين دهکده  سکنی گزیدند و میراث بسیار عظیمی رادر اختیار آیندگان این مرز و بوم بر جای گذارده اند .

   ازين روست که مي گويند به "گا" بودن ايرانيان ريشه ي تاريخي دارد .

  عده ي زيادي از گردشگران با اشتیاق و  تنهايي به  گا ميروند و عده ای دیگر به طور جمعي و با هماهنگی از سوی نهادی و سازمانی  و یا  بنا به درخواست همسر و یا  یک دوست عزیز.

    رفتن به گا هرگز سخت نيست ، چرا که ما ایرانیان  اصالتا با آن زاده شده ايم و ریشه آبا و اجدادی همواره ما را به سوی این مکان شریف می کشاند .

   مسير رفتن به  گا  بسيار صاف و هموار است، اما مسير بازگشت آن بسيار پر پيچ و خم بوده و هر کسي قادر به پيمودن آن نیست .

 به همين دليل اکثر افراد پس از رفتن به گا ، در همين منطقه ساکن شده و تلاشي در جهت بازگشت نمی کنند .

    بنابراین  بليط هاي مسير رفت بسيار ارزان و به وفور یافت میشود .

 در گذشته به دليل مرکزيت"  گا " هر کس قصد داشت از شهري به شهر ديگر برود

 بايد ابتدا به گا مي رفت سپس از آنجا به مقصد مورد نظر عزيمت مي نمود

  اما با گذشت زمان  و رشد صنعت و تکنولوژي و توجه ويژه  به اين منطقه ی توريستي ،رفته رفته

امکانات رفت و آمد به گا  و همچنين شرايط اسکان در اين منطقه مجددا فراهم شد .

  به طوري که روزانه هزاران نفر به  گا ميروند

 هم اکنون با تلاش بی دریغ مسئولین ، شما ميتوانيد از هر نقطه ي ايران که اراده کنيد در عرض مدت کمتر از پنج دقيقه به گا برويد

 با امکانات و شرایط  ویژه ای که در  این منطقه فراهم شده :

 هر کس ميخواهد خانه بخرد به گا مي رود تا پول خريد خانه را بدست بياورد

 هر کس قصد تحصيل دارد به گا مي رود تا در امتحان و کنکور ورودي دانشگاه ها پذيرفته شود

حتی دانشجوياني هم که در دانشگاه هاي شهر هاي ديگر زندگي مي کنند گاهي براي تهيه مطالب

و جزوات و منابع و يا پيدا کردن يک استاد درست و حسابي به گا مي روند

 از آنجايي که  گا  تبلور آزادی بیان است  همه ي نويسندگان به گا مي روند

 در این سرزمین هیچ تبعیضی و جود ندارد و همگان از زن و مرد و فقیر و غنی به سادگی به گا میروند

  البته جهت حمایت از قشر آسیب تسهیلاتی فراهم  شده تا فقرا به سادگی و بدون دردسر به گا روند

  آموزش و پرورش شرايط مدارس را طوري طراحي کرده که فضای آن همواره اتمسفر  و حال و هواي گا

را تداعی کند و کودکان و نوجوانان وقتي به مدرسه ميروند به گا رفتن را به طور نمادين تجربه کنند

  با تمهید چنين مدارسي معلمان و دانش آموزان به همراه والدينشان گویی هر روز  به گا ميروند

 از ساليان دور و از زمان رضا خان  کليه ي سربازان 24 ماه خدمت خود را به گا رفته اند

اين بدان سبب است که کليه ي مردان هم مانند زنان در طول زندگيشان حداقل يک بار را به گا رفته باشند

و بعد از عمری رفتن به گا حالا ...

 پ. ن. طبق معمول از یک ایمیل بود

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 11:51  توسط بیژو  | 

پادشاه شهر گوز

در گذشته های دور پادشاهی بیگانه بر سرزمینی مسلط شد. او بد خواه و در عین حال زیرک بود. و وزیری داشت از خودش بسی بد خواه تر و زیرک تر. به او امر کرد که راهی بیاب تا بر روح و جان این مردمان مسلط شوم بدون آنکه بفهمند و اعتراضی بکنند. وزیر تفکری کرد و طوماری بنبشت و به جارچیان داد تا در سراسر شهرها و دیهات ها بخوانند. قوانین جدید اعتقاد به دین قدیم و سواد آموزی را غیر قانونی اعلام کرد. و مالیاتها را به سه برابر افزایش داد. شب زفاف عروس از آن شاه بود و ارزش جان مردمان به اندازه چهارپایان کشور همسایه که موطن اصلی شاه بود اعلام شد. هر گونه اعتراض و مخالفت با این قوانین مجازات مرگ داشت و در نهایت طبق این قوانین گوزیدن و چسیدن هم ممنوع اعلام شد.

 پادشاه گفت: ای وزیر این همه فشار آنان را به شورش وا خواهد داشت و مگر قرار نبود انقلاب مخملی کنیم؟ وزیر گفت: نگران نباشید اعلیحضرت. به بند گوزیدن دقت نفرمودید. همان سوپاپ اطمینانیست که انرژی اعتراضشان را خالی کنند.

 و چنین شد که وزیر گفت. مردم لب به اعتراض گشودند که این ظلمی آشکار است. این طبیعی است که پادشاه بخواهد مردم را به دین خودش در آورد و یا سواد خواندن آنان را بگیرد. همچنین افزایش مالیات همیشه مطلوب شاهان بوده و مالکیت در شب زفاف هم رسمی قدیمیست. و بی ارزش بودن جان ما در مقابل جان مردمان همسایه هم از وطن پرستی شاه است اما دیگر منع چسیدن و گوزیدن خیلی زور است. و تازه مگر پادشاه می تواند در تمام مستراح های این سرزمین نگهبان بگمارد. آنان که باسواد تر بودند داد سخن دادند که تازه جانم خالی نمودن باد روده برای سلامت مفید است و هیچ قبحی در آن نیست. و اینان متحجرانی بیش نیستند که سرشان را در تنبان خلایق فرو می کنند. با کلی کیف به خاطر این تفسیر علمی و کلمه متحجر سر تکان می دادند و خودشان را روشنفکر می نامیدند. وگفتند تازه مگر خود شاه نمی گوزد. جک های بسیاری ساختند در مورد شاه که از فرط نگوزیدن ترکیده, یا برای کنترل بر روده اش چوب پنبه به ماتحتش فرو کرده, یا مثل سگ بو کشان دماغش را به سوراخ کون مردم می چسباند واینها را برای هم اس ام اس کردند و کلی خندیدند.نگهبانان حکومت در سراسر سرزمین پخش شدند تا اجرای قوانین را تضمین کنند. هر از چند گاهی بی خبر به مستراح ها یورش می بردند و افراد گوزو را دستگیر می کردند و به منکرات می بردند. اما مردم همچنان به چسیدن و گوزیدن در خفا ادامه می دادند و این صداهای بویناک روده شان را اعتراضی عظیم به حکومت می دانستند. مردم به صحراها می رفتند و می گوزیدند. در کوچه های شهر نگاهی به این ور و آنور می انداختند و پیفی می دادند. حتی مهمانی های زیر زمینی می گرفتند لوبیا می خوردند و گروپ گوز راه می نداختند. بعد از مدتی دیگر کسی آن ماجرای منع سواد و دین اجباری و کاپیتولاسیون و عروس دزدی و مالیات را به خاطر نیاورد و همگان سعی کردند از این آخرین حق بدیهی خوشان دفاع کنند. و در همین احوال پادشاه و وزیرش در قصر قهقهه سر می دادند که چه زیرکانه مردمان را در بخارات اسیدی خودشان غرق کرده  و همگان را گوزو کرده اند.

 پ. ن. طبق معمول از یک ایمیل بود ولی این شرایط براتون آشنا نیست؟

پ. ن. وقتی علی آباد هم شهر میشه

پ. ن. "پدر  ورزش ایران اگر این بی پدر است   بر چنین ورزش و قبر پدرش باید ... "

پ. ن. پیام

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 19:48  توسط بیژو  | 

مبارکه؟

نه شما بگین روز تولدی ۵۶۰۰ کیلومتر از زن و خانوادت و دوستات دور باشی اونم در گیر اساس کشی به یه شهر دیگه بعدش تغییر محل کار با  هزار کار کاغذ بازی دیگه کجاش مبارکه؟

شاید هم هست و من فعلا اعصاب درست حسابی ندارم

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 0:0  توسط بیژو  | 

در گیر مثل بنز در گل

کماکان زنده و سر حالیم در این بلاد کفر اما به علت توقیف شدن لپ تاپ در تهران تو سط همسر خیلی مجال اینترنت بازی نیست و البته این روزها در گیر گرفتن اجازه اقامت همسر محترم و همچنین پیدا کردن خانه ای مناسب ایشان در رتردام می باشیم اما به زودی فعالتر می شویم مخصوصا که به ایام ولادت با سعادتمان نیز چیزی نمانده است پس جمیعا جهت سلامتی و بهروزیمان صلـــــــــــــــــــوات

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 10:57  توسط بیژو  | 

بر می گردیییییممممممممممم

از امروز ۱۲ روز در تهران به سر می بریم و بسیار خوشحالیم جهت دیدار همسر و خانواده و دوستان و تناول فسنجان و قرمه سبزی و شیشلیک شاندیز و کله پاچه و سایر اشربه و اطعمه خاص وطن
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 9:26  توسط بیژو  | 

منفور

شما تصویری دیگری به جز یک بیمار روانی‌ که به شدت از سوی نظام حمایت میشود از علی‌ دایی سراغ دارید؟

لطفا تعصب ترک بازی و گلهایی که هر ننه قمری میتونست به مالدیو و گوام بزنه رو کنار بذارید. هیچکس قدر این به ظاهر آدم به فوتبال این مملکت خیانت نکرده، آدمی که به پشتوانه نظام و پولی‌ که خرج خبرنگار‌ها کرد حالا واسه خودش یه مافیای بزرگ راه انداخته.

این مردک کاری کرده که خیلی ها آرزو می کنند که تیم ایران به جام جهانی نره تا فوتبال ایران برای همیشه از دست این مردک تمامیت خواه خلاص بشه

پ . ن . ریشه این عقده و دشمنی با کریمی و مهدوی کیا رو ایـــــنجا می تونید بخوند

ایـــن هم دلیل عدم دعوت کاظمیان، جریان مبعلی هم برمی گرده به همون تکل معروف

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 10:41  توسط بیژو  | 

امروز کاری کن !

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر سفر نکنی ،

اگر کتاب نخوانی ،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می کنی

زمانی که خودباوری را درخودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر برده عادات خود شوی،

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی...

اگر روز مرگی را تغییر ندهی

اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی،

یا اگربا افراد نا شنا س صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر از شور وحرارت،

از احساسات سرکش،

واز چیزهائی که چشمانت را به درخشش وا می دارند،

و ضربان قلبت را تندتر می کنند،

دوری کنی. ..،

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگرهنگامی که با شغلت،یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،

اگربرای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،

اگر ورای رویا ها نروی،

اگر به حوادث اجازه ندهی

که حداقل یک بار در تمام زندگی ات

ورای مصلحت اندیشی بروی. . .  

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن !

امروز کاری کن !

                                                                                                      شعری از پابلو نرودا


پ. ن. بهتره تمام استقلالی ها این عکس از صحنه گل آفسایدشون رو ببینند و با توجه به نوع بازی و آمار اون دیگه راجع به فوتبال حرف نرنن مخصوصا اون مردک بی سواد لات کور لمپن بی ادب که اسم خودش رو گذاشته مربی

این عکس رو برای برنامه نود هم فرستادم 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 23:10  توسط بیژو  |